|
سجده بر خاك به ياد شهيداني كه سجده بر خاك مي زدند...
|
حاجی گفته بود هر وقت نان تازه می آوری نان های قبلی را جمع کن. بعد از نماز مغرب بچه ها جمع شدن توی اتاق. وقت شام بود، نون و پنیر با چایی. همه مشغول بودند. یکهو دیدم بی سر و صدا از توی کشوی میز یک چیزی برداشت و شروع کرد به خوردن. خوب دقت کردم، دیدم نون و پنیر بیاته! مال چند روز پیش... بچه ها که فهمیدند کلی شرمنده شدند. از آن روز به بعد نه کسی نان اضافی می گرفت و نه لقمه نانی دور ریخته می شد. مروارید گمشده، شهید احمد متوسلیان، ص ۲۵ موضوعات مرتبط: خاطره [ دوشنبه ۱۴۰۵/۰۴/۲۹ ] [ 7:57 ] [ سید مرتضی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |