سجده بر خاك
به ياد شهيداني كه سجده بر خاك مي زدند...
قالب وبلاگ

یه بار رفتیم مسجد محله‌مون و دیدیم دختری از خونه‌شون فرار کرده.

به حاج حمید گفتم: ایشون رو ببریم خونه خودمون. اما حاج‌حمید گفت: نه! تعجب‌کردم.

آخه ایشون همیشه دست‌به‌خیر بود...

خلاصه از برخوردش ناراحت شدم؛ تا اینکه حاجی گفت: این دختر رو می‌بریم خونه خودشون...

نگرانی دختر رو رفع کرد و به سمتِ خونه‌شون راه افتادیم.

وقتی رسیدیم، پدرِ دختر اومد که دخترش رو بزنه؛

اما حاج‌حمید مانع شد و گفت: تو نون حلال به دخترت دادی که به‌ جای هر جایی پناه برده به خونۀ خدا...

این رو که گفت، پدرش نرم شد و دخترش رو بغل کرد و بوسید.

بعد از این ماجرا حاج‌حمید و پدر اون دختر با همدیگه دوست شده و سال‌ها با هم رفیق بودند.

راوی: همسرشهید مدافع حرم سیدحمید تقوی فر


موضوعات مرتبط: خاطره
[ یکشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۰۷ ] [ 9:54 ] [ سید مرتضی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شهدا کبوترانی گمنام بودند؛ که بر خاک مشهد الرضا سجده عشق زدند، تا وفاداری را ترجمانی دیگر ببخشند...
نويسندگان
لینک دوستان
امکانات وب