|
سجده بر خاك به ياد شهيداني كه سجده بر خاك مي زدند...
|
به قدری به حلال و حرام درآمدش توجه داشت که حتی کوچک ترین مسائل برایش مهم بود. یک بار که می خواستم رب گوجه درست کنم، رفتم توی مغازه و گفتم: مادر جان! یه لگن می خوام که گوجه ها رو خیس کنم و بشورم. بعد از این که کارم تموم شد، تمیز می کنم و میارم که بتونی بفروشی. از حرفم خیلی ناراحت شد و گفت: اگه ظرفی لازم دارید می تونید ببرید و ازش استفاده کنید ولی من قبول نمی کنم که ظرفی که استفاده شده و دست دومه، به اسم نو به مشتری بفروشم. "شهید سیدمحمد پورنقی" شادی روحش صلوات موضوعات مرتبط: خاطره [ یکشنبه ۱۴۰۱/۰۸/۱۵ ] [ 11:39 ] [ سید مرتضی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |