سجده بر خاك
به ياد شهيداني كه سجده بر خاك مي زدند...
قالب وبلاگ

http://www.8pic.ir/images/83897713281320770177.jpg

هر طرفی را نگاه می کردم ؛ پر بود از مجروح و شهید .

آنهایی هم که سالم بودند از فرط خستگی و کوفتگی توان حرکت نداشتند .

ده روز بود که توی شلمچه پاتک سنگین عراق طول کشیده بود .

نه راه پیش داشتیم و نه پس . همه خسته بودند دنبال راهی برای برگشت .

وقتی زمزمه های مرخصی و برگشتن توی خط پیچید و به گوش فرمانده رسید ؛

دستور داد همه جمع شوند . رفت بالای خاک ریز و گفت :

" بچه ها ؛ هیچ عیبی نداره که می خواهید برگردید عقب ؛ اما... " بغض گلویش را فشرد ؛

" اما... ما به امام و خانواده ی شهدا قول دادیم که خرمشهر را آزاد کنیم "

به این جا که رسید هق هق فرمانده در میان گریه بچه ها گم شد .

کار به جایی رسید که باید به زور زخمی ها را راضی می کردیم که برگردند عقب ؛

بعضی ها هم از ترس اینکه مبادا به عقب برگردند ؛ زخم های خودشان را مخفی می کردند .

اما... خیلی طول نکشید که با مقاومت بچه ها " خرمشهر " آزاد شد .

" 3 خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر گرامی باد "


موضوعات مرتبط: خاطره
[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۲ ] [ 9:29 ] [ سید مرتضی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شهدا کبوترانی گمنام بودند؛ که بر خاک مشهد الرضا سجده عشق زدند، تا وفاداری را ترجمانی دیگر ببخشند...
نويسندگان
لینک دوستان
امکانات وب