|
سجده بر خاك به ياد شهيداني كه سجده بر خاك مي زدند...
|
بسم رب الشهدا كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَ اللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ
شهدا با عشق به خدای بزرگ به معشوق خویش پیوستند و ما هنوز در خم یک کوچه ایم... از صبح پنج شنبه در این فکر بودم که امروز منزل جانباز می رویم و حتماً خودشان برایمان صحبت میکنند . بعدازظهر شد . رفتیم و رسیدیم به منزل ایشان در باز شد . از حیاطی که پر از سر بندهای رنگارنگ بود گذشتیم . کفش از پای جدا کردیم و وارد شدیم . هنوز در همین حال و هوا بودم . به اطرافم نگاهی انداختم . چشمم به طاقچه ای افتاد که چفیه ای روی آن پهن شده بود ؛ قاب عکسی و آلبومی عکس که مخصوص شهدا طراحی شده بود . پرسیدم : مگه شما شهید هم دارید ؟ همسرشان گفتند : بله . همسرم جانباز محمد جواد غلامی سال 83 به خیل شهدا پیوست !... با شنیدن این جمله خیلی جا خوردم ! مات و مبهوت به عکس شهید غلامی نگاه کردم . گفتم : سلام و اشک امانم نداد... و همسر شهید لحظاتی ما را مهمان خاطراتشان کردند : سال 61 عملیات والفجر 4 جانباز شدند { 75 درصد } 8 سال از ازدواجشان میگذشت که صاحب فرزند شدند . همیشه واسطه خیر می شدند . واسطه ازدواج جوانها و کارهای خیر بسیار... با اینکه ویلچر نشین بودند اما از فعالیت هایشان کم نشد . مدتی هم در جبهه بودند و آنجا توفیق دیدار حضرت مهدی(عج) نصیبشان میشود . در یکی از روزهای حضور در جبهه دلشان می گیرد ؛ تصمیم می گیرند بروند پشت سنگر و دعای کمیل بخواند . غرق دعا خواندن شده بود که صدای ناله و شیون اش بلند میشود ؛ دستی به شانه اش می خورد . برگشت ؛ آقایی را دید که نمی شناخت . گفت : خسته نباشی ! برو تو سنگر خسته شدی ! من دیدم اینجا نشستی آه و ناله میکنی خسته شدی . با هم رفتند داخل سنگر . ایشان بسته ی شکلاتی به شهید غلامی میدهند و میگویند : اینا رو بین بچه ها تقسیم کن . 10 دقیقه بعد برخاستند که بروند . گفتند : باید برم به بقیه سر بزنم و رفتند . دوست شهید غلامی کنار در سنگر نشسته بود . از او پرسید : این آقا که اومدن رو دیدی ؟ گفت : خیلی وقته اینجا نشستم کسی رو ندیدم ! شهید غلامی متعجب و گریان میگویند : آقا اومد اینجا نشست این شکلات ها رو هم داد ! گفت : من کسی رو ندیدم...! یکبار دیگر در منزل خوابیده بودند و در خواب دوباره صاحبش را دیده بود... و قلیل من عبادی الشکور... { مزار : گلزار شهدای بهشت رضا . تاریخ حضور قاصدکها : 10 اسفند 91 } التماس دعای مخصوص
موضوعات مرتبط: معرفی شهيد [ سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۱۵ ] [ 7:0 ] [ گمنام ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |