|
سجده بر خاك به ياد شهيداني كه سجده بر خاك مي زدند...
|
بعضی ها انگار نافشان را با خنده بریده اند . هر کجا می روند توپ خنده منفجر می شود . تو اوج آتش و درگیری کربلای 5 کارها گره خورده بود و فرماندهان پکر و نگران . پرید تو سنگر فرماندهی . گفت : حاجی بخوانم ؟ منتظر جواب نشد : پشت سنگر - گشته پنچر - ماشین فرمانده لشگر... باید به شط خون شنا کنیم - شالاپ شلوپ... آنقدر خواند که فرمانده ها از خنده روده بُر شدند . موضوعات مرتبط: خاطره [ یکشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۷ ] [ 8:25 ] [ سید مرتضی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |