سجده بر خاك
به ياد شهيداني كه سجده بر خاك مي زدند...
قالب وبلاگ

به نام خداوند شهیدان گمنام

۲۰ ساله بود . با کارهایی که انجام میداد محبوب همه دلها شده بود . مومن و خوش اخلاق بود . هر کس هر مشکلی داشت ؛ احمد با شتاب به کمک میرفت و دوست داشت مشکلات همه را حل کند . زمانی که مردم در صف های طولانی برای گرفتن نفت می ایستاند ؛ احمد میدید هر کس که پیرتر است و توان ایستادن در آن صف ها را نداشت ؛ می آمد و بجاشان در صف می ایستاد ؛ نفت شان را میگرفت و تا خانه شان میبرد . یا اگر در خانه نفت اضافی می آمد به مادرش میگفت : مامان خونه فلانی نفت نداره بده من ببرم برای اون . باز فردا دوباره میرم میگیرم . دانشگاه تربت قبول شد ولی نرفت . گفت : من باید برم جبهه برگشتم اگر خدا توفیق داد میرم دانشگاه . خدمت سربازی اش را در جبهه سومار گذراند . دواطلبانه به خط مقدم رفته بود . رزمنده ای که احمد را در آخرین لحظات دیده بود میگفت : کسی از سمت عراقیها به طرف ما می آمد که معلوم نبود ایرانی ست یا عراقی فقط از تشنگی له له میزد و احمد رفت که به او آب بدهد و سیرابش کند که خمپاره ؛ انفجار و احمد ناپدید میشود و هیچکس هیچ خبری از او نمی یابد . اکنون ۲۶ سال است که احمد مفقود الاثر است و صورت قبر هم ندارد و حتی جزء شهدای فاطمی هم تشییع نمیشود . فقط پلاکی از احمد به یادگار آورده اند و دیگر هیچ... فقط همان اوایل یکی از همسایه ها خواب می بیند : امام زمان(عج) سوار بر اسب بهمراه عده ای می آیند و از میان جمعیت احمد را بغل میکنند و با خود میبرند... { تاریخ حضور قاصدکها : ۲۵/۱۲/۱۳۹۰ } . التماس دعا

گمشده دارم چه کس دارد خبر / از شقایق های مفقود الاثر...؟!


موضوعات مرتبط: معرفی شهيد
[ شنبه ۱۳۹۱/۰۲/۰۹ ] [ 7:21 ] [ گمنام ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شهدا کبوترانی گمنام بودند؛ که بر خاک مشهد الرضا سجده عشق زدند، تا وفاداری را ترجمانی دیگر ببخشند...
نويسندگان
لینک دوستان
امکانات وب