|
سجده بر خاك به ياد شهيداني كه سجده بر خاك مي زدند...
|
یک ماه پیش واسه عزیزی التماس دعا داشتم عزیزی که گره به کارش خورده و داره هر روز مثل یک شمع آب میشه... هنوزم اوضاعش تغییری نکرده... و امروز اومدم تا با دعاتون مرحمی باشید برای دل شکسته ام... تا بلکه با دعای شما این دل خراب و ویرانم کمی آروم بشه می ترسیدم... از همین می ترسیدم... از همین که یه روزی بعضی از شما همسنگران عزیز رو از دست بدم و این شد که شاهد خداحافظی بعضی از شماها بودم همسنگرانی که بودنشون باعث خیر و برکت بود و نبودشون منو خراب و شکسته کرده شاید دست خودشون نبوده اما غزل خداحافظی رو خوندن... خدا کنه برگردن... والا... تازه شده بودیم محرم اسرار تازه شده بودیم یار و غمخوار ولی افسوس که... بعضیاشون خیلی برام عزیز بودن و هستن... لذا تا جایی که جا داشت نشستم و اشک ریختم... شاید خنده دار باشه اما حاصل این خداحافظی برای من اشک بود و اشک... هنوز هم خرابم و این خرابی تمامی ندارد... موضوعات مرتبط: دلنوشته [ پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۲۲ ] [ 10:10 ] [ سید مرتضی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |